♂ برای عشقی دست نیافتنی ♀
چرامنتظرت هستم که بیایی؟اگرقراربوددوستت دارم هایم راباورکنی همان دفعه اول باورکرده بودی
براي شنيدن صدايي که دوستش مي داري، همين لحظه هم بسيار دير است. افسوس خواهي خورد زماني که از آن سوي سيم ها کسي بي احساس مي گويد برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باشد تلخی این جدایی رو با گریه بدترش نکنما که شکسته دلمون تو دیگه پرپرش نکن وقتی “باختم” مسیر را “یافتم”! در بزرگراه زندگی همواره “راهت” “راحت” نخواهد بود! هر “چاله ای” “چاره ای” به من آموخت! “دوباره” فکر کن، فرصتها “دوبار” تکرارنمی شوند! برای جلوگیری از “پس رفت”،”پس باید رفت” … میـنویسم حرف تو که می شود من چقدر ناشیانه ادعای بی تفاوتی می کنم..... لــَم یکـــــ اتِّفــاق می خـواهـَد ! صـِـــــــــــدای تــــو … عشقتـــ رآ پنهآטּ میڪنـے ڪـہ مرכآنگیتـــ פֿـכشـہ כـار نَشـوכ ! اَפֿـمـ میڪنـے ڪــــہ مهربآنیَتـــ رآ پنهـــــآטּ ڪنے ! مَـرآ " شُمــآ " פֿـَطآبـــ میڪُنے ڪِـہ هَوآیے نشَومـ ! اَمـآ نمــیـכانـے ! نمـیــכانے ڪـــہ چقَـכر ایــטּ هـآ بـہ تـو مـے آینـכ ! و مـَـטּ כیــوانـہ تـَر میشوَمـ "اینایـے که تا یه چیزے میگے کنترل خودشونو از دست میدن و عصبـے میشن.. اینایـے که چند ساعت میمونن تو اتاقشـونو در نمیـان .. اینایی که همش خوابن.. همونا که حوصـله حرف زدن با هیشـکیو ندارن.. همونایـے که قرارشونو با دوستاشـون کنسل میکنن و میمونن خونه.. اینایـے که از صب که پا میشن تا آخر شب با همه دعواشون میشه اینا از تو داغـونن...(!) ✗ خواهشا اذیتشـون نکنید... دارن جـون میکـنن بلکه حالشـون خـوب بشـه" هـمیــشـــﮧ نـــﮧ تــنهایــی یعنی ؛ ذهنم پــر از تو ، خــالی از دیگران است ... اما کنارم خــالی از تو ، پــر از دیگران است....... آهای باتوام اره خودت تاآخرعمرت مدیون کسی هستی که باعث شدی بعد رفتنت دیگه عاشق کسی نشه قاصدک ٬ حرف دلم را تو فقط میدانی / نامه عاشقی ام را تو فقط میخوانی قاصدک همه رفتند هیچ کس با من نیست /تو بگو باز چرا با من می مانی . . . برای تویی که الان شدی مخاطب خاص عشق من:; >آنكه دستش را اینقدر محكم گرفته ای....دیروز عاشق من بود >محكم یا آرام.... تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید آدمــای تـــنـها آدمــای ســـختگــــیری نیســــــتن ، فقــــــــــط، آدم "ســـخت" گـــــــیر میارن...!!! + چِـہ تـرآژِدے غَمنآڪے اَستـ .. وَقتے .. بَرآے هَمـہ ڪَسِتـ ، هیچڪَس نَبـآشـے .. ! برای تو که نه … ولی برای (روزهــای با هــم بــودنـــمان) تنگ شده برای تو که نه … ولی برای (مواظب خودت باش) شنیدن تنگ شده برای تو که نه … ولی برای (دلـــی کــه نــگرانم می شد) تنگ شده برای تو که نه … ولی برای (شــب خــوش بـوس گفتنت) تنگ شده برای تو که نــــــــــــــــــــه …!!!



من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور،
در خشم، در مهربانی، در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا،
یکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم
و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛
و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای کوچک، برایش یک خاطره باشد.
او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛
یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است.
من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد
و از من برای تو مهربان تر "

• • •بہ ـسَلـامَتـــ✗ـــے دِلـامـوטּ
ڪـہ ـواسہ ڪسایے تَنگــ میشہ ڪہ♡ نِمیدونَـטּ
دِلـ چیہ
▄▀▄▀▄
بہ ـسَلـامَتـــ✗ـــے ـاونایے
ڪہ פֿـودِشـوטּ صَدت♡ا ـخاطِر ـخواه دارَטּ وَلیـ نِصفہ شَبے בلِشـون گیرـه یہ
بے مَعرِفَـتہ
▄▀▄▀▄
بہ ـسَلـامَتـــ✗ـــے اونے ڪهـ وَقتے ـبَغَلِش کَردَم ـتَمامِ تَنَم لَرزیـد
نـﮧ واسـﮧ פֿـوشحالے نــﮧ واسهـ ـعِشق بازے • • •
واسـﮧ تَرس اَز ـفَرבاے بے اوטּ


شڪــــ نـڪــــن !×!
آنـــقـــدر خوشبــ♥ـــخـتـــــ مــے ڪـنــــم ڪـــہ ؛ ..


من که دلم خونه ولی دوس ندارم تو بشکنی
فقط بدون هر جای اون دنیا برم تو با منی
چیزی ندارم که بگم غیر از خداحافظ عزیز
اشکای نازنینتو به پای رفتنم نریز
یه دنیا حرف تو دلم اما نمیتونم بگم
چه فرقی داره وقتی که بدون تو باید برم
چیزی ندارم که بگم غیر از خداحافظ عزیزاشکای نازنین تو به پای رفتنم نریز

بی آنکه سراغی از این دله دیوونه بگیری
اومدی می گویی دلم برایت تنگ است!!!
هه!!!
یا من را به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانیه خودت
من دیگر دلم را به خدا سپردم….

ﺧﺎﻛﻲ و ﺻﻤﻴﻤﻲ و ﮔﺮم
واﺳﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎزی ﻣﻮﺟﻬﺎ
ﻗـﺎﻣـﺘـﻢ ﻳـﻪ ﺑـﺴﺘﺮ ﻧـﺮم![]()
ﻳـﻪ ﻋﺰﻳـﺰ دردوﻧـﻪ ﺑـﻮدم
ﭘﻴﺶ ﭼﺸﻢ ﺧﻴﺲ ﻣﻮﺟﻬﺎ
ﻳﻪ ﻧﮕﻴﻦ ﺳﺒﺰ ﺧﺎﻟﺺ
روی اﻧـﮕﺸـﺘﺮ درﻳـﺎ![]()
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻳﻚ روز ﺗﻮ رﺳﻴﺪی
ﺗـﻮی ﻗـﻠـﺒﻢ ﭘـﺎ ﮔـﺬاﺷﺘﻲ
ﻏﺼﻪﻫﺎی ﻋـﺎﺷـﻘﻲ رو
ﺗﻮ وﺟﻮدم ﺟﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻲ![]()
زﻳـﺮ رﮔـﺒـﺎر ﻧـﮕﺎﻫـﺖ
دﻟﻢ اﻧﮕﺎر زﻳﺮ و رو ﺷﺪ
ﺑﺮای داﺷـﺘﻦ ﻋﺸﻘﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﻮﻧﻢ آرزو ﺷﺪ![]()
ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﻛﺸﻴﺪی اﻧﮕﺎر
ﻧـﻔﺴﻢ ﺑﺮﻳـﺪ ﺗﻮ ﺳﻴﻨﻪ
اﺑﺮ و ﺑﺎد و درﻳﺎ ﮔﻔﺘﻦ
ﺣـﺲ ﻋـﺎﺷﻘﻲ ﻫﻤﻴﻨﻪ![]()
اوﻣﺪی ﺗﻮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ
ﺑﻲ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﭘﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻲ
اﻣـﺎ ﺗـﺎ ﻗـﺎﻳـﻘﻲ اوﻣﺪ
از ﻣﻦ و دﻟﻢ ﮔﺬﺷﺘﻲ
رﻓﺘﻲ ﺑﺎ ﻗﺎﻳﻖ ﻋﺸﻘﺖ
ﺳﻮی روﺷـﻨﻲِ ﻓـﺮدا
ﻣـﻦ و دل اﻣـﺎ ﻧـﺸﺴﺘﻴﻢ
ﭼﺸﻢ ﺑﻪ راﻫﺖ ﻟﺐ درﻳﺎ![]()
دﻳﮕﻪ رو ﺧﺎك وﺟﻮدم
ﻧﻪ ﮔﻠﻲ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ درﺧﺘﻲ
ﻟﺤﻈﻪﻫـﺎی ﺑـﻲ ﺗﻮ ﺑﻮدن
ﻣـﻴﮕﺬره اﻣﺎ ﺑﻪ ﺳـﺨﺘﻲ![]()
دل ﺗـﻨﻬﺎ و ﻏﺮﻳﺒﻢ
داره اﻳﻦ ﮔﻮﺷﻪ ﻣﻴﻤﻴﺮه
وﻟﻲ ﺣﺘﻲ وﻗﺖ ﻣﺮدن
ﺑﺎز ﺳﺮاﻏﺘﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮه![]()
ﻣﻴﺮﺳﻪ روزی ﻛﻪ دﻳﮕﻪ
ﻗﻌﺮ درﻳـﺎ ﻣﻴﺸﻪ ﺧﻮﻧﻢ
اﻣﺎ ﺗﻮ درﻳﺎی ﻋﺸﻘﺖ
ﺑﺎز ﻳﻪ ﮔﻮﺷﻪای ﻣﻲﻣﻮﻧﻢ

برای تو
دیگران میآیند و میخوانند و میگویند : خوب بود...
اما آنها هرگز نمیدانند چه قدر سخت است
مخاطب نوشته هایت نداند که مخاطب خاص نوشـته های توست...



یکـــ تلفـن نـا آشنـا
بـا بـی مـِــیلـی تـمــام جـواب دَهَــم
و

خیلی سخت ....
وقتی بدانی او کجای زندگی توست !
ولی ....
ندانی تو کجای زندگی او هستی ... !!!






ولــﮯ گـاهـــﮯ
میــاטּ بـــوבטּ و خـواســتـטּ
فـاصـلـﮧ مــﮯ اُفتــב
وقـتــهــایـــﮯ هـست کــﮧ
کســﮯ را بـــا تــمــاҐ وجــوב میخواهــــﮯولـــﮯ نـبـــایــــב کــنـارش بـاشـــﮯ...






خـــاطــره ســازی نکنید".
هیــچ میدانید خــاطــره های بــجا مانده تان بعــد سالهـــا با دلِ دلبـــرتان
چـــه خـــواهد کـــرد؟



; دستانت را خسته نكن




![]()


| قالب ساز آنلاین |









