X
تبلیغات
♂ برای عشقی دست نیافتنی ♀









♂ برای عشقی دست نیافتنی ♀

چرامنتظرت هستم که بیایی؟اگرقراربوددوستت دارم هایم راباورکنی همان دفعه اول باورکرده بودی

آدمهای کنارم مثل جمعه میمانند ...
معلوم نمیکند...
"فــــــرد" هستند یا " زوج " ...
پر از ابهامند ...... ####

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1392ساعت 9:58 توسط tinaღ|

براي شنيدن صدايي که دوستش مي داري،


همين لحظه هم بسيار دير است.


افسوس خواهي خورد


زماني که از آن سوي سيم ها کسي بي احساس مي گويد


برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باشد


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1392ساعت 9:56 توسط tinaღ|

حــرفــــــ از "صــداقـتــــــ" کـهـ شــد ، "صــدا، قــطـــ " شــد ...!! بلاك بيرى للبنات 2012 اجمل بلاك
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 20:39 توسط tinaღ|




من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، 
در خشم، در مهربانی، در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، 
یکه و تنها بشناسد. 
من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم 
و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ 
و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای کوچک، برایش یک خاطره باشد.
 او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛
 یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است.
من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد 
و از من برای تو مهربان تر "

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 21:16 توسط tinaღ|


 • • •بہ ـسَلـامَتـــ✗ـــے دِلـامـوטּ 

ڪـہ ـواسہ ڪسایے تَنگــ میشہ ڪہ نِمیدونَـטּ 

دِلـ چیہ



بہ ـسَلـامَتـــ✗ـــے ـاونایے

ڪہ פֿـودِشـوטּ صَدتا ـخاطِر ـخواه دارَטּ وَلیـ نِصفہ شَبے בلِشـون گیرـه یہ

بے مَعرِفَـتہ



بہ ـسَلـامَتـــ✗ـــے اونے ڪهـ وَقتے ـبَغَلِش کَردَم ـتَمامِ تَنَم لَرزیـد

نـﮧ واسـﮧ פֿـوشحالے نــﮧ واسهـ ـعِشق بازے • • •

واسـﮧ تَرس اَز ـفَرבاے بے اوטּ

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 12:45 توسط tinaღ|


شڪــــ نـڪــــن !×!
✿ آینــده اے ✿ خــواهـــم ســاخـتـــ ڪــہ" گــذشتـہ ام " جـلـویـش زانــــو بـــزنــــد ! ..
قـــرار نیـــســتـــ مــن هـــم دلِ ڪَــســے دیـــگر را بســوزانــم ؛
برعــڪــس ڪــســے را ڪــہ وارد زندگیــــم میــشــــود ، ..
 آنـــقـــدر خوشبــ♥ـــخـتـــــ مــے ڪـنــــم ڪـــہ ؛ ..
بـہ هـــر روزے ڪـہ جــاے ✿ او ✿ نـیـستـے ..
بــہ خــودت " لـعـنـــتـــ " بــفـــرسـتـے ! ..
 
 http://lovelyhero.persiangig.com/other/dsc01135_51098b109606ee5c77c0c554_large.jpg

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 14:8 توسط tinaღ|

faramoosh%20%5BAloneBoy.com%5D%20kardan چیزی ندارم که بگم غیر از خداحافظ عزیز

تلخی این جدایی رو با گریه بدترش نکنما که شکسته دلمون تو دیگه پرپرش نکن
من که 
دلم خونه ولی دوس ندارم تو بشکنی
فقط بدون هر جای اون دنیا برم 
تو با منی
چیزی ندارم که بگم غیر از 
خداحافظ عزیز
اشکای نازنینتو به پای رفتنم نریز
یه دنیا حرف تو 
دلم اما نمیتونم بگم
چه فرقی داره وقتی که
 بدون تو باید برم
چیزی ندارم که بگم غیر از 
خداحافظ عزیزاشکای نازنین تو به پای رفتنم نریز

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:16 توسط tinaღ|

وقتی “باختم” مسیر را “یافتم”!

در بزرگراه زندگی همواره “راهت” “راحت” نخواهد بود!

هر “چاله ای” “چاره ای” به من آموخت!

“دوباره” فکر کن، فرصتها “دوبار” تکرارنمی شوند!

برای جلوگیری از “پس رفت”،”پس باید رفت” …

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:14 توسط tinaღ|

خنده ام میگیرد پس از مدتها بیخبری
بی آنکه سراغی از این دله دیوونه بگیری
اومدی می گویی دلم برایت تنگ است!!!
هه!!!
یا من را به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانیه خودت
من دیگر دلم را به خدا سپردم….
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:14 توسط tinaღ|

ﻣـﻦ ﻫﻤـﻮن ﺟﺰﻳﺮه ﺑﻮدم
ﺧﺎﻛﻲ و ﺻﻤﻴﻤﻲ و ﮔﺮم
واﺳﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎزی ﻣﻮﺟﻬﺎ
ﻗـﺎﻣـﺘـﻢ ﻳـﻪ ﺑـﺴﺘﺮ ﻧـﺮم

ﻳـﻪ ﻋﺰﻳـﺰ دردوﻧـﻪ ﺑـﻮدم
ﭘﻴﺶ ﭼﺸﻢ ﺧﻴﺲ ﻣﻮﺟﻬﺎ
ﻳﻪ ﻧﮕﻴﻦ ﺳﺒﺰ ﺧﺎﻟﺺ
روی اﻧـﮕﺸـﺘﺮ درﻳـﺎ

ﺗﺎ ﻛﻪ ﻳﻚ روز ﺗﻮ رﺳﻴﺪی
ﺗـﻮی ﻗـﻠـﺒﻢ ﭘـﺎ ﮔـﺬاﺷﺘﻲ
ﻏﺼﻪﻫﺎی ﻋـﺎﺷـﻘﻲ رو
ﺗﻮ وﺟﻮدم ﺟﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻲ

زﻳـﺮ رﮔـﺒـﺎر ﻧـﮕﺎﻫـﺖ
دﻟﻢ اﻧﮕﺎر زﻳﺮ و رو ﺷﺪ
ﺑﺮای داﺷـﺘﻦ ﻋﺸﻘﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﻮﻧﻢ آرزو ﺷﺪ

ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﻛﺸﻴﺪی اﻧﮕﺎر
ﻧـﻔﺴﻢ ﺑﺮﻳـﺪ ﺗﻮ ﺳﻴﻨﻪ
اﺑﺮ و ﺑﺎد و درﻳﺎ ﮔﻔﺘﻦ
ﺣـﺲ ﻋـﺎﺷﻘﻲ ﻫﻤﻴﻨﻪ

اوﻣﺪی ﺗﻮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ
ﺑﻲ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﭘﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻲ
اﻣـﺎ ﺗـﺎ ﻗـﺎﻳـﻘﻲ اوﻣﺪ
از ﻣﻦ و دﻟﻢ ﮔﺬﺷﺘﻲ

رﻓﺘﻲ ﺑﺎ ﻗﺎﻳﻖ ﻋﺸﻘﺖ
ﺳﻮی روﺷـﻨﻲِ ﻓـﺮدا
ﻣـﻦ و دل اﻣـﺎ ﻧـﺸﺴﺘﻴﻢ
ﭼﺸﻢ ﺑﻪ راﻫﺖ ﻟﺐ درﻳﺎ

دﻳﮕﻪ رو ﺧﺎك وﺟﻮدم
ﻧﻪ ﮔﻠﻲ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ درﺧﺘﻲ
ﻟﺤﻈﻪﻫـﺎی ﺑـﻲ ﺗﻮ ﺑﻮدن
ﻣـﻴﮕﺬره اﻣﺎ ﺑﻪ ﺳـﺨﺘﻲ

دل ﺗـﻨﻬﺎ و ﻏﺮﻳﺒﻢ
داره اﻳﻦ ﮔﻮﺷﻪ ﻣﻴﻤﻴﺮه
وﻟﻲ ﺣﺘﻲ وﻗﺖ ﻣﺮدن
ﺑﺎز ﺳﺮاﻏﺘﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮه


ﻣﻴﺮﺳﻪ روزی ﻛﻪ دﻳﮕﻪ
ﻗﻌﺮ درﻳـﺎ ﻣﻴﺸﻪ ﺧﻮﻧﻢ
اﻣﺎ ﺗﻮ درﻳﺎی ﻋﺸﻘﺖ
ﺑﺎز ﻳﻪ ﮔﻮﺷﻪای ﻣﻲﻣﻮﻧﻢ

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:12 توسط tinaღ|


نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:10 توسط tinaღ|

میـنویسم
برای تو
دیگران میآیند و میخوانند و میگویند : خوب بود...
اما آنها هرگز نمیدانند چه قدر سخت است
مخاطب نوشته هایت نداند که مخاطب خاص نوشـته های توست...


نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:9 توسط tinaღ|

حرف تو که می شود


من چقدر ناشیانه 


ادعای بی تفاوتی می کنم.....

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 16:8 توسط tinaღ|

لــَم یکـــــ اتِّفــاق می خـواهـَد !


یکـــ تلفـن نـا آشنـا
بـا بـی مـِــیلـی تـمــام جـواب دَهَــم
و

صـِـــــــــــدای تــــو …


نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 12:42 توسط tinaღ|

سخت است ؛

خیلی سخت ....


وقتی بدانی او کجای زندگی توست !

ولی ....
ندانی تو کجای زندگی او هستی ... !!!

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 12:37 توسط tinaღ|

عشقتـــ رآ پنهآטּ میڪنـے ڪـہ مرכآنگیتـــ פֿـכشـہ כـار نَشـوכ !

 

اَפֿـمـ میڪنـے ڪــــہ مهربآنیَتـــ رآ پنهـــــآטּ ڪنے !

 

مَـرآ " شُمــآ " פֿـَطآبـــ میڪُنے ڪِـہ هَوآیے نشَومـ !

 

اَمـآ نمــیـכانـے !

 

نمـیــכانے ڪـــہ چقَـכر ایــטּ هـآ بـہ تـو مـے آینـכ !

 

و مـَـטּ כیــوانـہ تـَر میشوَمـ

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:39 توسط tinaღ|


نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:24 توسط tinaღ|

 

 

من عاشق آن بوسه ی هول هولکی ام

 

که دیرت شده اما نمی توانی

 

ازخیرش بگذری.....

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:23 توسط tinaღ|

"اینایـے که تا یه چیزے میگے

کنترل خودشونو از دست میدن و عصبـے میشن..

اینایـے که چند ساعت میمونن تو اتاقشـونو در نمیـان ..

اینایی که همش خوابن..

همونا که حوصـله حرف زدن با هیشـکیو ندارن..

همونایـے که قرارشونو با دوستاشـون کنسل میکنن و میمونن خونه..

اینایـے که از صب که پا میشن تا آخر شب با همه دعواشون میشه

اینا از تو داغـونن...(!)

✗ خواهشا اذیتشـون نکنید...

دارن جـون میکـنن بلکه حالشـون خـوب بشـه"



نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 13:14 توسط tinaღ|

هـمیــشـــﮧ نـــﮧ
ولــﮯ گـاهـــﮯ
میــاטּ بـــوבטּ و خـواســتـטּ
فـاصـلـﮧ مــﮯ اُفتــב
وقـتــهــایـــﮯ هـست کــﮧ

کســﮯ را بـــا تــمــاҐ وجــوב میخواهــــﮯولـــﮯ نـبـــایــــב کــنـارش بـاشـــﮯ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 22:21 توسط tinaღ|


نگـــــاهم می کنـــــی؛ تـــــا بدانم
در چشـــــم تـــــوست
تمـــــام چیزهایـی کـــــه ندارم ! 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 22:14 توسط tinaღ|

تــنهایــی یعنی ؛ ذهنم پــر از تو ،


خــالی از دیگران است ...


اما کنارم خــالی از تو ، پــر از دیگران


است....... 



8pic.ir     آپلود رایگان عکس و فایل

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 22:11 توسط tinaღ|

آهای باتوام اره خودت

تاآخرعمرت مدیون کسی هستی که باعث شدی بعد رفتنت دیگه عاشق کسی نشه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 21:0 توسط tinaღ|

آهــای آدم ها :
خـــاطــره ســازی نکنید".
هیــچ میدانید خــاطــره های بــجا مانده تان بعــد سالهـــا با دلِ دلبـــرتان
چـــه خـــواهد کـــرد؟

بادبادک
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:59 توسط tinaღ|

قاصدک ٬ حرف دلم را تو فقط میدانی / نامه عاشقی ام را تو فقط میخوانی

قاصدک همه رفتند هیچ کس با من نیست /تو بگو باز چرا با من می مانی  . . .

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:15 توسط tinaღ|

برای تویی که الان شدی مخاطب خاص عشق من:

>آنكه دستش را اینقدر محكم گرفته ای....دیروز عاشق من بود


; دستانت را خسته نكن

>محكم یا آرام....

فردا تو هم تنهایی

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:14 توسط tinaღ|

تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید

 دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

 نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم

تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:11 توسط tinaღ|

آدمــای تـــنـها آدمــای ســـختگــــیری نیســــــتن ،


فقــــــــــط، آدم "ســـخت" گـــــــیر میارن...!!!


نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:9 توسط tinaღ|

+ چِـہ تـرآژِدے غَمنآڪے اَستـ .. وَقتے .. بَرآے هَمـہ ڪَسِتـ ، هیچڪَس نَبـآشـے .. !

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:6 توسط tinaღ|

برای تو که نه … ولی برای (روزهــای با هــم بــودنـــمان) تنگ شده

برای تو که نه … ولی برای (مواظب خودت باش) شنیدن تنگ شده

برای تو که نه … ولی برای (دلـــی کــه نــگرانم می شد) تنگ شده

برای تو که نه … ولی برای (شــب خــوش بـوس گفتنت) تنگ شده

برای تو که نــــــــــــــــــــه …!!!

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:57 توسط tinaღ|



      قالب ساز آنلاین